خرید بک لینک
دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بودشاهد عشق و شبابم به کنار آمده بوددر کهن گلشن طوفانزده خاطر منچمن پرسمن تازه بهار آمده بودسوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصیدغرق بوی گل و غوغای هزار آمده بودآسمان همره

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماهبماند بین ما این رازها بینی و بین الله!من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانـماجابت می شود این توبه کردن های با اکراهبرای من نگاه تو فقـط مانند آن لحظه استهمان لحظه که

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

عاشق از تشویش دنیا و غم دین فارغ استهر که از سر بگذرد از فکر بالین فارغ استچرخ غارت پیشه را با بینوایان کار نیستغنچه پژمرده از ناراج گلچین فارغ استشور عشق تازهای دارد مگر دل؟ کاین چنینخاطرم امروز از

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

مرا عجز و تو را بیداد دادندبه هر کس آنچه باید داد دادندبرهمن را وفا تعلیم کردندصنم را بی وفایی یاد دادندبه افسون دست و پای صید بستندبه دست صیدکش صیاد دادندگران کردند گوش گل،پس آن گهبه بلبل رخصت فریاد

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

چگونه باور کنمکه امروز روز من بودو شاید امروزهای دیگر هم عمری ست واژه ها را صیقل داده ام تا تو را آینگی کنندچه لحظه های بعدی را روی واژه های صیقلی شده نقاشی کرده ام تا آرزوگاهِ نقش پای تو باشندام

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفتپاشنه ی کفش فرار و ور کشید آستین همت و بالا زد و رفتیه دفه بچه شد و تنگ غروب

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

اگر چه همقدم گردباد میگردمدمی نرفته ز یادم که کمتر از گردمچرا ز سینه من دود آه سرنزندکه کوهی از غم و آتشفشانی از دردمنه پرخروش! که من، آبشار یخزدهامنه پرغرور! که آتشفشان دلسردمفریب خورده عقلم، شکس

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

افتاده در این راه، سپرهای زیادییعنی ره عشق است و خطرهای زیادیبیهوده به پرواز میاندیش کبوتر!بیرون قفس ریخته پرهای زیادیاین کوه که هر گوشۀ آن پارۀ لعلی استخورده است بدان خون جگرهای زیادیدرد است که پرپر

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

بايد از پا شعــــله ي آتش دلا تا سر شومشعله از اين بيشتر كن تا كه خاكستر شومدر ميان عاشقانت از ازل تا روز حشرعهد كردم آن چنان سوزد دلم تا سر شوممهر گردون هم سري دارد

برچسب: نویسنده: کارن فدایی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 16:51

صفحه بندی